حقایقی از وضعیت نشر کتاب در آمریکا و اروپا

Print

شاید بسیاری از عزیزانی که آمار فروش کتاب های پرفروش جهان مانند هری پاتر را می شنوند، این تصور را پیدا می کنند که در آن سوی مرزها، وضعیت چاپ و نشر عالی بوده و در نتیجه هر کس که دست به قلم ببرد می تواند از در آمدهای خوبی برخوردار گردد.

هر چند چاپ بین المللی و توزیع جهانی آثار فرصت بی همتایی برای معرفی آثار ارزشمند نویسندگان عزیز کشورمان که سالها از بازار و مخاطبان جهانی دور بوده، می باشد، ولی دست یابی به فروش نجومی آن هم در سطحی متفاوت اصول و قواعد خودش را دارد.
در ادامه سعی خواهیم نمود تا با کمک مطلب منتشر شده ای از استیون پرسنتی، مدیر موسسه انتشاراتی برت-کوهلر، چند واقعیت مهمی که بتواند وضعیت نشر کتاب در جهان غرب را بهتر برای شما عزیزان روشن نماید، ارائه نماییم.
امید است که با همراهی شما عزیزان شاهد، توجه بیشتر فرهیختگان به حضور بین المللی نام کشور عزیزمان باشیم.

1- تعداد کتاب‌های منتشر شده در هر سال رو به انفجار است. بنا به گزارش نشریه «باوکر ریپورتر» در سال 2013،بالغ بر 391 هزار کتاب در آمریکا به وسیله مولف- ناشران منتشر شده که نتیجه شگفت‌انگیز افزایش 422 درصدی نسبت به سال 2007 را نشان می دهد. تعداد کتاب‏های منتشر شده توسط ناشران هم در همین بازه زمانی 300 عدد هزار افزایش یافته که در نتیجه آمار آثار منتشر شده هر سال در آمریکا به بیش از 700 هزار عنوان کتاب رسیده است. همچنین از سال 2007 نزدیک به 10 میلیون کتاب بازنشر شده از سوی موسسات انتشاراتی روانه بازار کتاب شده است. از این‌رو به نظر می‌رسد متاسفانه بازار کتاب اشباع شده و قابلیت جذب این حجم کتاب را ندارد.

2- با وجود انفجار این حجم کتاب منتشر شده، بازار صنعت نشر رو به نزول است. طبق گزارش‌های انجام گرفته در سال 2014، تا سال 2007 آمار فروش کتاب‏های غیرداستانی هر سال بالا می‌رفت و در این سال به نقطه اوج خود رسید و پس از آن رو به کاهش گذاشت.

3- با وجود رشد فروش کتاب‏های الکترونیکی، فروش کلی کتاب (کتاب‏های چاپی و الکترونیکی) کاهش یافته است. پس از رشد سرسام‏آور کتاب‏های الکترونیکی از سال 2008 تا 2012، سرانجام از سال 2013 میزان فروش ثابت مانده است و متاسفانه کاهش کتاب‏های چاپی از افزایش کتاب‏های الکترونیکی پیشی ‏گرفته است؛ به نحوی که طبق اطلاعات گزارش انجمن ناشران آمریکا در سال 2013، در سال 2012 بازار نشر کتاب دوباره سقوط کرد و به میزان 1/ 27 میلیارد دلار رسید.

4- میانگین فروش کتاب به‌طور تکان‏دهنده‌ای کم و با سرعت رو به سقوط است. ترکیب پدیده انفجار عناوین منتشر شده در بازار کتاب و فروش پایین موجب می‏شود که میانگین فروش هر عنوان کتاب کاهش یابد. طبق آمار در سال 2013 از مجموع کتابفروشی‏ها، فروش آنلاین و خرده‌فروشی‏ها تنها 225 میلیون نسخه کتاب از همه نوع کتاب غیرداستانی بزرگسال در آمریکا فروش رفته است که این یعنی فروش متوسط هر عنوان، کمتر از 250 نسخه در هر سال و 2000 نسخه برای همیشه و تنها عناوین معدودی پرفروش شده‏اند. طبق آمار سال 2010 نشریه نیویورک تایمز، از هر 1000 عنوان کتاب مرتبط با موضوع کسب‌وکار، تنها 62 عنوان توانسته‏اند به فروش بیش از 5000 نسخه دست یابند.

5- کمتر از یک درصد کتاب‏ها شانس این را دارند که به کتابفروشی‏های متوسط راه‌یابند. در هر قفسه کتابفروشی 100 تا 1000 عنوان کتاب برای رقابت وجود دارد. برای مثال از کتاب‏هایی با موضوع کسب‌وکار در کتاب‏فروشی‏های کوچک نزدیک به 100 عنوان و در کتابفروشی‏های بزرگ بیش از 1500 عنوان موجود است. با این حال صدها هزار کتاب مرتبط با کسب‌وکار به چاپ رسیده است که با محدودیت عرضه در کتابفروشی‏ها در حال جنگند.

6- فروش کتاب سال به سال سخت‏تر می‏شود. درباره هر موضوعی، کتاب‏های زیادی نوشته شده و از این نظر بازار اشباع شده است پس هر کتاب برای پایداری در بازار راه دشوارتری پیش‏رو دارد زیرا علاوه‌بر اینکه امروزه رسانه‏های مختلف بیشتر وقت مردم را به خود مشغول کرده‏اند، هر کتاب باید با ده‏ها میلیون کتاب منتشر شده دیگر رقابت کند. نتیجه اینکه بازده سرمایه‏گذاری در این عرصه نسبت به سال‏های گذشته کمتر شده است.

7- اغلب کتاب‏هایی که امروزه چاپ می‏شوند فقط در اجتماع نویسندگان و اهالی نشر طرفدار دارند. هر خواننده‏ صدها کتاب جالب و مفید پیش‏رو دارد ولی فقط می‏تواند وقت محدودی را به مطالعه اختصاص دهد پس اغلب مردم تنها کتاب‏هایی را می‏خوانند که در جامعه خیلی مهم تلقی می‏شود یا مجبورند آن را مطالعه کنند. مخاطب عام برای کتاب‏های غیرداستانی وجود ندارد درحالی‌که نبود ارتباط موثر ناشران با عامه مردم مثل رفتن به دنبال سراب است.

8-امروزه اغلب بازاریابی کتاب‏ها توسط نویسندگان انجام می‏گیرد، نه ناشران. بسیاری از ناشران برای غلبه بر بی‏ثباتی بازار و سرپا نگه‏داشتن خود وظیفه بازاریابی را به دوش نویسندگان می‏اندازند. هرچند ناشران هنوز نقش مهمی در صنعت نشر و موفقیت کتاب‏ها در بازار دارند ولی به نظر می‏رسد دیگر نویسندگان هستند که در معرفی آثارشان نقش اصلی را ایفا می‏کنند.

9- هیچ صنعتی تا این میزان محصول جدید معرفی نمی‏کند. هر کتابی، محصولی جدید است که نیازمند آماده‏سازی، قیمت‏گذاری، بسته‏بندی، انبار شدن، معرفی و فروش است. با این حال هر کتاب جدیدی تنها 50 تا 150 هزار دلار فروش می‏رود که این مبلغ باید تمام هزینه‏های یاد شده را تامین کند؛ مشکلی که الزاما همیشه حل نمی‏شود. این موضوع بیش از هر چیز دست ناشران را برای عرضه و بازاریابی کتابی جدید می‏بندد.

10- دنیای نشر با آشفتگی بی‏پایانی دست‏به گریبان است. نامطمئن بودن، پیچیدگی نوع کسب‌وکار، رقابت شدید با فناوری‏های جدید و رشد دیگر رسانه‏ها موجب شده که برخی کتابفروشی‏ها به تعطیلی یا به مرز ورشکستگی کشیده شوند. به نحوی که انتظار می‏رود در سال‏های بعد این وضع بدتر ‌شود.

مترجم: بهنام ناصح؛ منبع: دنیای اقتصاد